سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
ایرانیان ایرانی
// Created with FeedSweep Widget feed control v5.0.1.0 // http://www.FeedSweep.com -->
ایرانیان ایرانی
قالب وبلاگ

چو ایران نباشد تن من مباد


ندانی که ایران نشست منست        //       جهان سر به سر زیر دست منست


هنر نزد ایرانیان است و بـــس      //      ندادند شـیر ژیان را بکــس


همه یکدلانند یـزدان شناس           //      بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس


چنین گفت موبد که مرد بنام          //      بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام


اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار  //      چــه نیکــوتر ازمـرگ در کـــارزار


همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم     //    جــهان بر بـد اندیـش تنـگ آوریم


چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد     //       بدین بوم و بر زنده یک تن مباد


اگر سر به سر تن به کشتن دهیم   //   از آن به که کشور به دشمن دهیم


دریغ است ایـران که ویـران شــود   //     کنام پلنگان و شیران شــود  .


 


 


ما برای اینکه ایران خانه شیران شود خون دلها خورده ایم     ,رنج دوران برده ایم.


 


[ دوشنبه 24/11/90 ] [ 12:36 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

سلام دوستان حتما بخونید و جواب بدین....


نکته: اعداد داخل پرانتز شماره یا اسم نفرات میباشد  .


یه روز یه دختری(4) با دوست پسرش (2)قرار داشتن .قرار بود دختر پیشه پسر بره ولی پسر اون طرف رودخونه ای بوده که دختر نمیتونسته به تنهایی عبور کنه به همین خاطر خیلی ناراحت بود .. که یه پسر (1) که اتفاقی از اونجا رد میشده دخترو میبینه و علت ناراحتیشو میپرسه دختر داستانو بهش میگه پسر بهش میگه چون تو دوست پسرتو خیلی دوست داری من میبرمت اون طرف ولی یه شرط داره....(میدونین که شرطش چیه دیگه) دختر الا رغم میل باطنیش وچون دوست پسرشو خیلی دوستداره و میخواد بهش برسه قبول میکنه.....وقتی میره اون طرف دوست پسرش (2) ازش مپرسه که چطوری اومدی؟ دختر جریانو که میگه پسر(2) ناراحت میشه وبه دختر میگه دیگه نمیخوام ببینمت و میره..دختر که خیلی ناراحت میشه شروع میکنه به گریه کردن که یه پسردیگه(3) که از اونجا رد میشده از دختر میپرسه که چی شده که گریه میکنی؟ دختر داستانو کامل تعریف میکنه..... پسر(3) به دختر میگه اشکال نداره گریه نکن من حاضرم با تو ازدواج کنم و اون دوتا با هم با خوشحالی از اونجا میرن و  ....


حالا شما 100 نمره داری که باید بین این 4 نفر تقسیم کنین به هر کدوم طوری نمره بدین که مجموع اعداد از 100 کمتر یا بیشتر نشه  ...


مثلا


1_ 20


2_ 5


3_ 0


4_75


[ شنبه 17/10/90 ] [ 4:53 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]




چطوری می شه گفت که تو یک پسر ایرونی هستی :
اگر که شما فروشنده ماشین باشی و در آن واحد خواننده
اگر که پشت سر خانومت با مادرت غیبت کنی
اگر که به کنسرت بری ولی هیچوقت خواننده را نبینی و همرا ه با نوشیدنی توی کریدور بایستی و دختر ها رو دید بزنی
اگر که هیچوقت حلقه عروسیت رو به دست نداشته باشی
اگر روزی 5 بسته سیگار بکشی اما به همه بگی که سیگار نمی کشی
اگر که نوشیدنی مورد علاقه تو ودکا باشه
اگر که حدود 35 سال سن داشته باشی اما روی سرت مو نباشه
اگر که همیشه برنامه تلویزیون های ایرانی رو تماشا بکنی اما همیشه از برنامه بد اونها گله داشته باشی
اگر که از کسی تقاضای ازدواج کنی و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داری
اگر همسرت رو طلاق دادی اما همچنان اجازه نمی دی که اون با کسی دیگه قرار بذاره
اکر که در ایران مخ پزشکی هستی اما در اینجا در چلو کبابی کار می کنی
اگر که 3 تا پیجر و 2 تا مبایل حمل می کنی ولی هیچ وقت کسی بهت زنگ نمی زنه
اگر که ادعا می کنی که پدرت بهترین دوست شاه بوده
اگر که خونه نداری و هنوز بی کاری اما بی .ام. و می رونی
اگر که مجبوری بیشتر از یکبار در روز اصلاح کنی
اگر که در ایران یک قهرمان 4 ستاره بودی اما حالا در واشینگتون دی سی راننده تاکسی هستی
اگر که ازت سوال کنن :

? where are you from

و تو جواب بدی که ایتالیایی اما همچنان توی دستت تسبیح داشته باشی
اگر که اسپاگتی با ماست داشته باشی اما با قاشق به جون ته دیگ بیفتی
اگر که توی توالت آفتابه داشته باشی و اگر نه یه بطری پلاستیکی کارش و به خوبی انجام می ده
اگر که دوستاتو برای شام دعوت کنی و پیتزا سفارش بدی ولی هنوز یه مقدار برنج اضافی دم کنی
اگر که باور کنی که هیچکس بهتر از ما نمی تونه کباب درست کنه
اگر که سگ داشته باشی اما اجازه ندی که داخل خونه بیاد.




[ پنج شنبه 17/9/90 ] [ 9:0 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

نامه ای به خدا



یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند. در نامه این طور نوشته شده بود:خدای عزیزم؛ بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید. این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن..کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانشنشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند..
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهندخوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این کهنامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا
!همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم؛ چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی.. البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند!


حالا شما هم هرچی میخوای بنویس جواب میده من امتحان کردم جواب گرفتم....تو هم میگیری...!



[ چهارشنبه 16/9/90 ] [ 5:33 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

واژه‌شناسی ریشه واژه شهوت عربی است که در پارسی میانه به آن وَرَن گفته می شد.


دیدگاه ادیان


اسلام :اسلام کنترل شهوت جنسی را فقط به صورت ازدواج و آمیزش با کنیزان ملکی میسر و مجاز می‌داند. ازدواج در مذهب تشیع به صورت دائم و موقت و در مذهب تسنن فقط به صورت دائمی می باشد.


مسیحیت:شاخه کاتولیک شهوت را به عنوان یکی از هفت گناه کبیره می‌داند.


شاخه پروتستان بر این باورند که همه? گناهان از جمله شهوت، تنها توسط خدا و با مرگ و رستاخیز عیسی مسیح می‌تواند بخشوده شوند.


مجازات زنا در عهد قدیم سنگسار بود. در عهد جدید، مسیح، نگاه شهوت آلود به زن متاهل را به عنوان زنا یاد می‌کند.


یهودیت :بر پایه? سنت‌های یهودیت، هیچ چیزی بر زمین بیهوده آفریده نشده‌است. شهوت تنها هنگامی گناه‌آلود است که برای دارایی یا همسر فرد دیگری باشد. شهوت نه تنها گناه نیست بلکه هنگامی که میان زن و شوهر باشد صواب نیز می‌باشد.


تفاوت با عشق :شهوت ممکن است به طور مستقل از عشق رمانتیک برانگیخته شود. بدیهی است که شهوت می‌تواند همزمان با عشق هم وجود داشته باشد، گرچه در مورد بعضی عاشقان ارضای بی بند و بار و غیرمتعهدانه شهوت می‌تواند عشق رمانتیک همراه آن را از بین ببرد.


نگرش به عشق:اغلب پژوهش‌ها حاکی از آن است که شهوت صرف کمتر به سمت عشق رمانتیک پیشرفت می‌کند. بنا به گفته? هلن فیشر مداربندی مغز در مورد شهوت لزوما آتش عشق را روشن نمی‌کند. از طرف دیگر عشق رمانتیک، به خصوص پس از تولد فرزندان، می‌تواند به مرحله سومی پیشرفت کند: دلبستگی و تعلق. خصوصیتی که برای یک ازدواج پایدار لازم است. این دلبستگی عمیق تر که در عاشقان بالغ و دیرین شکوفا می‌شود، به طور شاخص پس از تولد یک فرزند به وجود می‌آید. با این حال مثال‌های فراوانی وجود دارد که یک دلبستگی مادام العمر میان زوجی بدون فرزند به وجود آمده، درست همان طور که بسیاری از زوج‌های صاحب فرزند هیچ گاه به این مرحله دلبستگی عمیق مدام نمی‌رسند.


علت :اما تمام حوادث شیمیایی و عصبی برانگیزاننده عشق، یک سئوال از نوع اول مرغ بود یا تخم مرغ را به میان می‌آورد: آیا عاشق شدن علت این تغییرات شیمیایی در مغز است یا معلول آن؟در مورد این سئوال توضیحی وجود دارد که نخستین بار کنراد لورنتس کردارشناس حیوانات، برنده جایزه نوبل به آن پرداخت. وی در اردک‌ها پدیده‌ای را مشاهده کرد که آن را نقش پذیری (به انگلیسی: imprinting) نام نهاد. لحظه‌ای بحرانی برای آشیانه سازی یک پرنده وجود دارد، هنگامی که مغز و دستگاه عصبی مرکزی جوجه اردک آماده ایجاد پیوند میان او و مادرش است. در غیاب پرنده مادر جوجه با اولین حیوانی که دیدار می‌کند این پیوند را برقرار می‌کند. مکانیسم نقش پذیری برای بقا حیاتی است چرا که تصور بر این است که ارتباط با یک والد محافظت کننده بقا را تضمین می‌کند.جان باولبای روانشناس از ایده لورنتس استفاده کرد و نظریه دلبستگی (به انگلیسی: attachment Theory) ارائه کرد. کودکی که نمی‌تواند با مادرش پیوند عاطفی پیدا کند، از شانس کمتری برای بقا برخوردار است. با توجه به شباهت میان یک کودک محروم از مادر و یک عاشق ناکام، دانشمندان این پدیده نقش پذیری را در مورد عشق افراد بزرگسال هم مطرح کرده‌اند. عاشق مانند کودکی دلبسته به مادر به چشمان معشوق خیره می‌شود و آه می‌کشد و اگر رابطه اش را با او از دست دهد مانند کودکی طرد شده، می‌گرید و به افسردگی دچار می‌شود و حتی ممکن است به خود صدمه بزند.در صورت موفقیت در پیوند ابتدایی میان عاشقان دلبستگی درازمدت در چشم‌انداز قرار می‌گیرد. چنین واقعه‌ای پس از آنکه عشق رمانتیک سیرش را طی کرد و اتحاد عاشق و معشوق فرزندانی را به بار آورد رخ می‌دهد. اما این مرحله جدید پیش بینی نشده و نامنتظر است چرا که به طور شاخص 18 ماه تا 3 سال پس از شروع عشق آبشارهای فنیل ایتلامین دوپامین و اکسی توسین در مغز فروکش می‌کنند و به قول دانشمندان علوم اعصاب ذخیره واسطه‌های عصبی تمام می‌شود.


[ چهارشنبه 16/9/90 ] [ 4:59 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

دوباره تنها شده ام...


دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هوای تو را کرده.
خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم.

به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم.

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا می توان دید؟

در آواز شب اویز های عاشق؟

در چشمان یک عاشق مضطرب؟

در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟

دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم.

و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز
بخوانم.

کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.

می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به
دنیا نیایند.

می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو
هدیه نشود.

دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم.

دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد.

دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم.

دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود.

دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته.

دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت،دوباره من و یک دنیا خاطره...


[ یکشنبه 13/9/90 ] [ 12:4 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

حقوق زنان در ادوار ختلف


در کودکی:پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرددخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟ روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودنددخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره 4 میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟ در 18 سالگی :پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و 2 سال از زندگیشان هدر نروددخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشونددخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشنددر هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا 9?5 آنها 10 شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتنددخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره 4?5 آنها به 17 تبدیل میشود.در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.دخترها میگویند : مرسی!در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکننددخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنندهنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کننددخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخردهنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکنددخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند.


[ چهارشنبه 9/9/90 ] [ 9:50 صبح ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

تقدیم به تنهاترین و بهترین عشق زندیگم......


چه شد در من؟نمیدانم فقط دیدم پریشانم فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم... 


 در غوغای زندگی تا سکوت مرگ دوستت دارم ، تاوان آن هر چه باشد ، باشد .. 


 به امید چتر فردایت خیس بارانم ، از طلوع عشق تا غروب سرنوشت دوستت دارم ...


 از شروع نفس های حضرت آدم تا آخرین نفسهای آخرین آدم دوستت دارم!


دوستت دارم ؛این تعارف نیست زندگی ِ من است!



برایت نوشتم دوستت دارم میدانم که تعدادشو نمیدانی امامیدانم که میخوانی ......


دوستت دارم....



[ شنبه 21/8/90 ] [ 9:0 صبح ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

بردم داداشم رو رسوندم کلاس،برگشتم ...مامانم میگه رسوندیش؟پَ نه پَ انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه .


 دیروز سوار تاکسی شدم؛ یه آقایی پیشم نشسته بود!میرفت که بخوابه و کج میشد سمت من!!صداش زدم؛ میگه : اذیت میشید؟گفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ صدات زدم که بگم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره.....



 داداشم امروز رفت مدرسه وقتی برگشت از اونجایی که امسال اولین سالیه که نمیرم مدرسه خیلی مشتاقانه ازش پرسیدم امروز بهتون درس دادن؟گفت ‍پـَـَـ نــه پـَـَــــ نشستن نگاهمون کردن ببینن توی این 3 ماه قیافمون تغییر کرده یا نه..



رفیقم گوشیمو گرفته زنگ زده به دوست دخترش داره نیم ساعت صحبت میکنه منو نگاه میکنه میگه قبض موبایلت زیاد میاد قطع کنم ؟ پـــَ نه پــَـــ یه خورده دیگه ادامه بده داریم ردشو میزنیم، ادامه بده ...


 یارو اومده میگه جا گرفتی؟؟ میگم بله.!!میگه میاد ؟؟ میگم آره.! یارو رفت.... ... خلاصه عموم رسید و منو دید که ایستادم تو جا پارک..... ... ... میپرسه جا گرفتی واسم؟ گفتم بله عمو. رفتیم ونشستیم..نیم ساعت بعدش با پسر عموم رفتیم کوه تا اون لحظه خیلی خودمو کنترل کرده بودم نفس نفس زنان رسیده بودیم تا وسطاش. پرسید : خسته شدی؟؟ و من از اونجا هولش دادم پایین ودو تا پا با یه دستش شکست..!!
.
.
.نتیجه : هرگز پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو تو خودتون نریزید!!!!




[ جمعه 20/8/90 ] [ 8:35 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]

"ضرب المثلهای حقوقی   "


 


حقیقت را میتوان خم کرد ولی نمیتوان انرا شکست  -ایتالیایی


_ حرف حق شمشیری است برنده  -فارسی- 


_قاضی خوب همسایه بد است  -امریکائی-


_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند  -اسپانیائی- 


 _حقیقت نیش می زند و دروغ درمان میکند  -ایتالیایی-


_ انکه تهمت میزند هزار بار میکشد ولی قاتل فقط یک بار میکشد  -چینی-


 ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می شود  -عبری-


ــ تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود  -فارسی-


ـ جهنم و محکمه عدالت همیشه باز هستند  -المانی-


ـ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه  -فرانسوی-


ـ ازدواج زودش اشتباه است و دیرش اشتباهی بزرگتر  -فرانسوی-


ـ انکه میدزدد به دار اویخته نمیشود بلکه انکه گرفتار میگردد به دار اویخته میشود  -چک-


 ـ برای انکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو  -انگلیسی-


_روباه نباید موقع محاکمه مرغ قاضی دادگاه باشد -چینی-


ــ هیچ سارقی بدتر از یک کتاب بد نیست -ایتالیایی-


ـ هیچ قاضی ایی نجات نمی یابد مگر اینکه جهنم پر شده باشد -مونتونگرویی-


ـ وجدان یگانه محکمه ایست که در ان به وکیل دادگستری احتیاجی نیست  -انگلیسی -


ـ دیوانه جریمه می دهد و عاقل رشوه  -اذربایجانی


[ جمعه 20/8/90 ] [ 5:23 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ
لینک دوستان
آرشیو مطالب
امکانات وب
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز