|
ایرانیان ایرانی
|
بردم داداشم رو رسوندم کلاس،برگشتم ...مامانم میگه رسوندیش؟پَ نه پَ انداختمش تو چاه اینم پیرهنشه . دیروز سوار تاکسی شدم؛ یه آقایی پیشم نشسته بود!میرفت که بخوابه و کج میشد سمت من!!صداش زدم؛ میگه : اذیت میشید؟گفتم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ صدات زدم که بگم سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره.....
داداشم امروز رفت مدرسه وقتی برگشت از اونجایی که امسال اولین سالیه که نمیرم مدرسه خیلی مشتاقانه ازش پرسیدم امروز بهتون درس دادن؟گفت پـَـَـ نــه پـَـَــــ نشستن نگاهمون کردن ببینن توی این 3 ماه قیافمون تغییر کرده یا نه..
رفیقم گوشیمو گرفته زنگ زده به دوست دخترش داره نیم ساعت صحبت میکنه منو نگاه میکنه میگه قبض موبایلت زیاد میاد قطع کنم ؟ پـــَ نه پــَـــ یه خورده دیگه ادامه بده داریم ردشو میزنیم، ادامه بده ... یارو اومده میگه جا گرفتی؟؟ میگم بله.!!میگه میاد ؟؟ میگم آره.! یارو رفت.... ... خلاصه عموم رسید و منو دید که ایستادم تو جا پارک..... ... ... میپرسه جا گرفتی واسم؟ گفتم بله عمو. رفتیم ونشستیم..نیم ساعت بعدش با پسر عموم رفتیم کوه تا اون لحظه خیلی خودمو کنترل کرده بودم نفس نفس زنان رسیده بودیم تا وسطاش. پرسید : خسته شدی؟؟ و من از اونجا هولش دادم پایین ودو تا پا با یه دستش شکست..!! [ جمعه 20/8/90 ] [ 8:35 عصر ] [ حسین عرب پور سلیمی ]
[ نظر ]
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | // Created with FeedSweep Widget feed control v5.0.1.0
// http://www.FeedSweep.com
-->
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |